قواعد نام‌گذاری کالاهای ایرانی

زنجیر سنگین مقررات دولتی در پای تولید ملی

تولید ملی از سال ۱۳۹۱ و با تاکیدهای مداوم رهبر معظم انقلاب به طور ویژه مورد توجه قرار گرفت. اگرچه گفتمان اقتصاد مقاومتی و تولید ملی توانست در لایه‌های درونی جامعه اثربخشی بسیاری داشته باشد. اما از همان زمان نیز برخی نهادهای اجرایی و تقنینی مسیری اشتباه را پیمودند. بالا بردن هزینه‌تولید، تزاید مقررات دست‌وپاگیر و کاغذبازی‌های گسترده ازجمله‌مواردی بود که مانع از توسعه‌و رویش تولید ملی دراین‌سال‌ها شود. بتازگی بخشنامه‌ای از سوی دولت در دستور کار قرار گرفته که قواعد نام‌گذاری کالاهای ایرانی را محدود کرده است. این بخشنامه با انتقادهای گسترده‌ای روبرو شده است. دکترعلیرضا ربیعی‌راد کارشناس حوزه‌اقتصاد و تبلیغات معتقداست که محدودیت‌های یادشده می‌تواند بازار کالاهای‌ایرانی درخارج از کشور را با بحران روبروکند. این درحالی است که با توجه به اختلاف نرخ ارز، صادرات کالای ایرانی می‌تواند برای تولیدکنندگان موقعیتی ویژه ایجاد کند.

آقای دکتر انتقادها به بخشنامه وزارت ارشاد درباره نامگذاری فارسی برای کالاهای ایرانی عمدتا ناظر به چه چیزی است؟

ببینید ازابتدا باید بگویم برخی از رسانه‌ها این انتقادها را بعنوان مخالفت بانامگذاری فارسی توصیف کرده‌اند که از اساس‌نادرست است. موضوع از اساس چیز دیگری است. باید توجه کنید که تولید صرفا به معنای سازکار ساختن یک کالا نیست. تولید یمک فرایند بسیار پیچیده و چرخه‌ای است. تولید بدون توزیع، بدون تبلیغات و بدون مصرف، کار بیهوده‌ای است و اصولا وجود ندارد. هر کی از این بخش‌ها هم قواعد و اصول خودش را دارد. همه این مراحل باید به درستی طراحی و اجرا شود تا یک چرخه کامل تولیدی تعریف شود و کار کند. تدوین چنین‌چرخه‌ای برای تولید ملی که سال‌ها است مورد توجه رهبر معظم‌انقلاب است، نیازمند یک مدیریت جامع‌نگر و واقع‌بینانه است. به رغم همه تاکیدهای بالاترین مقام کشور، متاصفانه همچنان دستگاه‌ها دارند در این چرخه اختلال ایجاد می‌کنند.

نامگذاری فارسی چه اختلالی در چرخه تولید ایجاد می‌کند؟

ببینید باید اصول مدیریت تولید و اقتصاد را بدانید! ما مخلص نامگذاری فارسی و زبان محترم و عزیزمان هم هستیم. مگر می‌شود کسی غیرتمندانه از زبان مادری و میهنی‌اش دفاع و پاسداری نکند. اما نکته چیز دیگری است. نکته این‌است که قانون‌گذاری در حوزه تولید و مصرف باید مبتنی بر الگوهای ایجابی باشد. یعنی دست و بال تولیدکننده را نبندد بلکه او را تشویق و ترغیب کند. مقرراتی که امسال بخشنامه شده است، سلبی و بازدارنده است. تنبیهی است.این در حالی استکه قانون‌گذاری در حوزه تولید، حساسیت‌های ویژه‌ای دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. شما ببینید تولیدکننده‌ای که با وضعیت اقتصادی کنونی‌دارد کار می‌کند و چرخ اقتصاد را می‌چرخاند. خودش بار‌ک‌الله دارد چون با مشکلات بسیاری دارند دست و پنجه نرم می‌کنند و نیروهایشان را حفظ می‌کنند و … اضافه کردن مقررات محدودکننده به این تولیدکننده‌ها واقعا ستم است

شما می‌دانید در شرایطی که هزینه تولید به واسطه افزایش نرخ ارز بالامی‌رود، قیمت نهایی کالا هم باید گران‌تر شود. اما تولیدکننده داخلی نمی‌تواند کالای خود را در بازار داخلی به قیمت بسیار بالا عرضه کند. چون بازار چنین کششی ندارد. مجبور است کالایش را در بازارهای خارجی هم عرضه کند. این یک موهبتبرای کشور است که تولیدکننده داخلی بتواند وارد بازار کشورهای خارجی شود. کار بسیار پیچیده و پردردسری است. مخصوصا با تحریم‌هایی که امریکا اعمال کرده و مبادلات مالی را با موانع بسیار سخت و سنگینی روبرو کرده است. تولیدکننده خصوصی با این همه دشواری کار می‌کند و بازارش را به زحمت در فلان کشور پیدا می‌کند. تا کالایش را در زمان مناسب عرضه کند و برای خودش مشتری تعریف کند و …. در چنین شرایطی چگونه‌می‌توان‌پذیرفت که دولت با یک‌بخشنامه در بازار بین‌المللی برندهای ایرانی که بسیارشکننده است، چالش جدیدی ایجاد کند؟

پیشنهاد شما در این باره چیست؟

ببینید توفیق در هر کاری نیاز به تخصص دارد. رهبر معظم انقلاب، در یک سال گذشته، آداب و آیین‌های دینی کشور را موکول به نظر ستاد ملی کرونا کردند. چرا؟ چون تصمیم‌گیری دراینمورد را نیازمند نظر کارشناسی و تخصصی ستاد ملی کرونا می‌دانستند که کارگروه‌های بهداشتی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و … و علی القاعده متخصصانی در آن کاررا پیش می‌بردند. برندینگ و ایجاد بازار برای کالای ایرانی، مهمترین اولویت تجاری اقتصاد ایران است. کسی در این حوزه باید تصمیم گیری کند که بازار و برندینگ را بشناسد. حساسیت‌های موضوع را درک کند. یکباره بخشنامه نوشتن و خط و نشان کشیدن برای اصناف تولیدی کشور، هیچ اثری ندارد. جز آغاز یک فرایند تلخ برای زمین‌گیر کردن تولید و از پادرآوردن تولیدکنندگان.

آقایان اگر می‌خواهند چنین بخشنامه‌ای بنویسند، راهش‌این است‌که جنبه حمایتی و تشویقی برای‌کار در نظر بگیرندو نه تنبیهی و الزامی! به این معنی که انتخاب نام فارسی برای کالاها مستوجب تشویق دولت شود. این روش اثرگذارتر است. اما کمر به نابودی تولید بستن، کار دیگری است. متاسفانهدولتمردان کاری کرده‌اند که تولید در این کشور بیشتر به نوعی خودآزاری شبیه است تا کار اقتصادی. بسیاری از تولیدکنندگان فکر می‌کنند که دولت با ایجاد مقررات دست‌وپاگیر، کم‌کاری‌های خود را به گردن‌بخش خصوصی می‌اندازد. دست‌کم در ظاهر امر هم چنین پیداست.

نظرات شما